En son içerik ekleyen üyeler(resimli) | Hemen üye ol, seçkin bir ortama katıl!
tahsin_sahintahsin...
64, KAYSERİ
savaş karadumansavaş...
54, samsun
paşa6634paşa6634
50, istanbul
idriscaglaridrisc...
, Elazığ
Seyfi KaracaSeyfi ...
45, Bad walds
drozakdrozak
48, yalova
İbrahim Değerliİbrah...
52, izmir
eynazendeeynazende
, Kırşehi

Publish Your Poems, Quotes, Lyrics and more...

Publish Your Poems, Quotes, Lyrics, Videos, Jokes and more for FREE...
Create new account for free

Sedsala Qêrînekê* Karapêtê Xaço** werger ser Farsiyê ji Edo Makuyî

Sedsala Qêrînekê* Karapêtê Xaço** werger ser Farsiyê ji Edo Makuyî

Bîra Sedsalî: Karapetê Xaço

Gotin azweriyek e. Li cihê ku gotin qedexe be hêza gotinê ebedî ye. Gotina qedexekirî ji hemû gotinên din cudatir e; vebêjek e, bîrek e, halet-î ruhiyeyek e. Tarîxeke hevpar û qedereke hevpar e. Û helbet, gotina qedexekirî serhildaneke insanî ye.

Belê gotin azweriyek e, lê gotina qedexebûyî rewşa jiyaneke dilkovan û têrêş e. Gotina qedexebûyî derbarê halê giyanê mirovî de gotina bi hemû musîbetan barkirî ye; pest, zehmetî, biçûkxistin, astengkirin, xemgînî, bêçaretî, stembarî. Bes gotina qedexebûyî evqas jî nîne, hêvî ye jî; hêviyeke ku dibêje gotin dikare bê pakkirin û mirov jî pak bike, bibe çavkaniya hêzekê, ya serhildanekê. Hêvî û xemgînî; çavkaniyên jiyana edebî ya afirîner in, ewên ku bi gotina qedexebûyî didomin.

Karapêtê Xaço ev hemû ne. Efsaneyeke 102 salî yê hêj sax e. Emrekî ku rewşenbîrek bikare ji her aliyan ve wekî mînak bigire, ji her aliyan ve guh bide ders û serpêhatiyên wî, emrekî ku sedsalek li pişt xwe hêştiye. Xizanî, neçarî, qetlîam, koç, zehmetiyên surgûniyê, kesera ku ji kesên hatine bîranîn mayî, hesteke têr û kûr a windakirinê ku ji hesreta bo warê bav û kalan pêk tê, koça ji surgûnekê bo yeke din, hovîtiya rejîmeke totalîter û gotin, gotina qedexebûyî yê ku bênavber bi qasî sedsalekê striyaye. Wa ye

کاراپته خاچو، حافظه یک قرن
گفتار، بسیار شگفت انگیز و جذاب است. در جایی که گفتن ممنوع باشد، قدرت گفتن، ابدی خواهد شد.گفتار ممنوع شده از هر گفتاری متفاوت تر است، بازگوکننده است، خاطره و حالتی روحانی است. تاریخ و تقدیری مشترک است. البته گفتار ممنوع شده، یک قیام انسانی است
آری گفتار، شگفت انگیز و طماع است، امّا گفتار ممنوع شده، حالت یک زندگی غمناک و آشفته را دارد. گفتار ممنوع شده درباره حال روحی انسان، بیان کننده همه مصیبت هایی که بر سر او آمده ، اعم از پستی ها، زحمت کشیدن ها، ستم ها، تحقیر شدن ها، مشکلات، غمگینی ها و بیچارگی هایش می باشد. امّا گفتار ممنوعه، آنقدر نیز بدچهره نیست، بلکه امید نیز می باشد، امیدی که می گوید: گفتار می تواند تمیز و پاک شود، انسان را نیز پاک و تمیز کرده و به سرچشمه یک نیروی انقلابی مبدل گردد. امید و اندوه، سرچشمه زندگی ادبی خالقی است که با گفتار ممنوعه ادامه می یابد.
کاراپت خاچّو همه اینها را در خود جای داده است. افسانه ای 102 ساله که هنوز زنده و در قید حیات است. سن وسال و طول عمری که هر روشنفکری بتواند آن را در هر زمینه ای نماد و الگوی خود قرار دهد، در هر زمینه ای به درس و تجارب صدساله اش که گنجینه ای گرانبها می باشد، گوش جان بسپارد. تجربه فقر، نداری، قتل عام، کوچ کردن، مشکلات بسیار طاقت فرسا ی تبعید شدن، آه و ناله انسان هایی که به خاطر می آورد، احساس دردناک و عمیقی که نسبت به از دست دادن میهن و سرزمین آبا و اجدادی اش دارد، کوچ کردن از یک تبعیدگاه به تبعیدگاه دیگری، وحشیگری یک رژیم دیکتاتور و گفتار، گفتار ممنوعه ای که بدون هیچ توقفی در طول یک قرن سینه به سینه منتقل شده است. این است خلاصه ای از زندگی دور و دراز کاراپته خاچّو. زندگی شکوه مند که در فقر و نداری غیر قابل بیان، سپری شده است.
کاراپت ارمنی، از بزرگترین حماسه سرایان زبان کردی کرمانجی است که تا به حالپا به این عرصه نهاده اند و رفته اند. این مرد بزرگ ساده که همه ثروت و قدرتش گفتار او است، اگر می دانست که زبانی، فرهنگی و جغرافیایی به نام کرد و کردستان چقدر بدهکار و مدیون اوست، دیگر وجدانش راحت و آسوده می گشت! اگر این استاد گفتار زبان کردی کرمانجی که در گوشه ای از جهان بی کس و تنها، در روستایی دور افتاده با زندگی کاملا فقیرانه و ساده، می دانست که ما کردها چقدر مدیون و بدهکار او هستیم! اگر می دانست که او تنها هومروس زنده دنیا است چه می شد!
برنامه تلویزیونی جناب آقای محمد آکتاش که چند سال پیش درباره او درست کرده بود، هیچ گاه از خاطرم نمی رود. من آن چنان در جلوی تلویزیون مات و مبهوت و هیجان زده شده بودم که می خواستم پیش او رفته و از نزدیک صدای افسانه ایش را بشنوم. آرزوی دیدن او، آن ساده گی، تواضع، اصالت، آثار درد و جفای عمری دور و دراز، خنده های غرورانگیز، روی خوش و سینه سوخته اش که مانند روی یک قهرمان اورارتویی می باشد، صدای او، صدایی که همیشه و در هر اوضاع و شرایطی می سرود و هزاران حماسه و ترانه را به راحتی در ذهن و یاد خود ضبط کرده و می سرود، را داشتم. و آن ذهن و خاطره ای که وقایع بی شمار و گوناگون صد سال را در این سر کوچک، جای میداد را دیده و از نزدیک لمس می کردم.
کاراپت خاچّو می گوید: حماسه سرای خوب، حماسه سرایی است که سروده های حماسی ووقایع دلیرانه مردان شجاع کرد را به زبان کردی کرمانجی بسراید. یعنی سروده های مربوط به جنگ، درگیری، کوچ کردن، قهرمانی، رشادت، خیانت، غارت و ویران کردن. تاریخ، تاریخی که نوشته نشده و سینه به سینه به نسل بعدی منتقل شده است. تاریخی که با بازگو کردن دوباره و چندباره از خطر نابودی رهایی یافته و بخشی از فرهنگ گشته است. حماسه سرایی که خود نیز جزئی از تاریخ گشته، البته کسی که قدرت نابودکنندگی و ویران کنندگی تاریخ را بیش از هر کسی می داند، گفتار و سروده های حماسی که خاطرات انسانی را با مقیاس های حماسه سرایی باز گو می کند.
وقتی که صالح کوربری از روشنفکران برجسته و نسل جوان جدید کردها، با من درمورد ملاقاتش با کاراپت خاچّو صحبت نمود و گفت که می خواهد درباره او کتابی بنویسد، من بسیار خوشحال شدم. بعد از یکصدسال، روشنفکری که حاصل ونتیجه حماسه سرا می باشد، میراث او را به نسل بعدی منتقل می کند. صالح کوربری، قبلاٌ نیز یک گلچین ازحماسه سرایان را آماده کرده بود. در این اثر جدید، صالح کوربری به ما نشان می دهد که از استاد گفتار های ممنوعه این مهم را آموخته است که: هیچ چیز نباید گم و ناپدید شود و فراموش گردد، باید همیشه در تاریخ ضبط و ثبت گردد، میراثی که موجود است باید همیشه حفظ و نگهداری شده و به نسل بعدی منتقل گردد.
این اثر گرانبهای کوربری نیز تصویری مهم ازدورانی است که ما درمورد آن چیزی نمی دانیم و میراث بی همپایی از تاریخ را، به ما هدیه می کند.
حالا زمان آن رسیده که همه چیز را به کنار گذاشته و خود را دردریای عمیق این ثروت و گنجینه ای که صالح کوربری به ما ارائه می دهد، غوطه ور کرده و روح و جان خود را صیقل بخشیم....
محمد اوزون
..............
http://www.niviskar.com/ku/lekolin/sedsala-qerineke-karapete-xaco-werger...

AttachmentSize
sedsala_qerineke_tercume_ser_farsiye_edo_makuyi.pdf845.84 KB
No votes yet